سفارش تبلیغ
صبا

بسم الله...

بهمن ماه سال1357

همه در فضای خفقان و ترس به سر میبرند...هیچ چیز معلوم نیست...

امام خمینی اجازه ورود ندارد...مردم در خیابان ها شعار میدهند...حکومت پهلوی اخربن نفس های سرطانی خویش را میکشد...سرفه امانش را بریده!!!!سیاست مداران امریکایی از ان قطع امید کرده و مرگش را تا چندی دیگر اعلام کرده اند!!!

 

12 بهمن سال 57

کشور در شک حضور امام خمینی است...هیچ کس سر از پا نمیشناسند....جوانان مبهوتند...جوانه های عشق به این مرد که در قلبشان از بدو اشنایی زده شده بود...اکنون به رشته ایی محکم تبدیل شده....این دیدار....دیدار عاشقان است...قلب ها به هم پیوند خورد...

 

 

15 بهمن سال 57

کشور در تکاپو است...حکومت پهلوی دیگر نای نفس نیز ندارد....شاه خیلی وقت است که مفتضحانه فرار را بر قرار ترجیح داد...چوانان همچنان با شوق و شور همراه دگر افراد مکان های مهم کشور که چون قلب و شش ها و مغز و ...هستند را از  سلول ای سرطانی پاک کرده و انان را نابود میسازند....هیچ چیز این شوق را نمیتواند از بین ببرد...مردم چون پروانه دور امام هستند...

 

22 بهمن سال57

بوی گل و گلاب پیچید!!!

امروز کشور جانی دوباره گرفت...

و ناگه بانگ برامد که :مردم ایران نظام شاهنشاهی را از میان بر داشتند...

و این خبر بمب شد در جهان...

مردم ایران اشک شوق میریختند...

مستشاران امریکایی کلافه از این شکست و کلافه تر از ندانستن راز پیروزی ایرانیان در کاخ سفید قدم میزدند...روشن تر بگویم!کاخ سیاه با نقاب سفید بودن!!!

 

و بلاخره:نام زیبای کشورمان شد

نظام جمهوری اسلامی ایران....ایران به معنای ازادگی..و این جمهوری اسلامیست که به این نام معنا میبخشد که ما یک ملت مقاوم و استوار و با عزتیم...ایران و اسلام با یکدگر معنا و تداوم مییابند...

 

کشورم...ایران....غرور مردمت پابر جا.....مرز هایت گسترده....رهبر کشور به سلامت. همچنان جاوید بمان....

با نامت نفس میکشم ایرانم....ایران اسلامی زیبایم.. .دوستت دارم...

همچنان با اقتدار بمان...

به امید روز ظهوری که ایران قرارگاه سپاهیان مهدی عج شود...صلوات

 

20 .11

مصطفی..

کپی آزاد....فقط برام دعا کنید لطفا

 

التماس دعا ی شهادت دارم....







تاریخ : چهارشنبه 95/11/20 | 10:35 عصر | نویسنده : مصطفی | نظرات ()

بسم الله

سلام برادر...

نمیدونم اولین بار کی و کجا باهات اشنا شدم...

شاید وقتی برای اولین بار در نت سرچ کردم:شهدای مدافع حرم...

شاید اولین چیزی که منو جذب کرد...چهره پر از آرامشت بود...

آروم آروم...به قول خودم:شمام اون چشمایی رو داشتی که میشد درش خدا رو پیدا کرد...

یه جفت چشم و یه دنیا خدا!

ولی ارامشت چهره ات یه چیز دیگه بود ...

خیلی از اولین شاید ها رو باهات تجربه کردم...

اون روزا حالم یکم خوب نبود..دنبال ارامش بودم...شاید همین بود که اینقدر جذب شدم...

ولی اون روز از کنارت رد شدم....ازت گذشتم!!!

گاها عکسات رو میدیدم ولی نمیدونم چرا....ولی توجه نمیکردم...هر دفعه چیزی باعث میشد که....

تا چند روز پیش...

یه عکس که خواب بودی....اخ!

یک چهره ارومممم...

خواب بودی و ازت عکس گرفته بودن...

همون لحظه قلبم تکون خورد...

محو آرامشت شده بودم....

سرچ کردم....شهید مدافع حرم  محمدرضا دهقان ...

کلی عکس گرفتم ازت...

و عکسات شد بک گراند گوشیم..

آرامش میگیرم اخه...!!

اینهمه نوشتم تا اینو بگم...

اقای دهقان....

من از شما اذن میخوام....

اذن برادری...اذن رفاقت....

میخوام شما بشی داداشم...رفیق شهیدم...

لیاقتشو دارم؟؟؟بهم این اجازه رو میدید؟

منتظرم تا بهم ثابت بشه...

برام دعا کن...

یا علی

بنده پر گناه خدا...

مصطفی

 

 






تاریخ : سه شنبه 95/11/19 | 1:16 عصر | نویسنده : مصطفی | نظرات ()

بسم الله

چهل .پنجاه سانت پارچه!!!!!

 

چهل .پنجاه سانت پارچه چی داره که امریکا داره خودشو میکشه تا اونو از سر بانوان ایرانی بر داره....نصیحت نمیکنم....منبر هم نمیرم!

فقط میخوام عقلانی قضاوت کنم!

چی داره این چهل سانت پارچه!!؟؟؟؟

 

کلاهک های هسته ایشون رو خنثی میکنه...؟؟؟

انرژی هسته اییشون رو شاید به فنا میده؟؟؟

اسلحه هاشون رو از بین میبره؟؟

عزتشون تو منطقه میاد پایین؟؟

چیزیشون میشه؟؟؟

اها!!شایدم #هالیوودشون دیگه بی اثر میشه...

بدبختا نمیدونن پولاشون رو کجا خرج کنند...؟

زیادیشون میکنه اگرمیلیارد ها دلار پول واسه سرگرمی ایرانیا ندن!؟؟؟

پس چرا!؟؟؟

چرا دارن همه تلاششون رو میکنند تا این چهل پنجاه سانت پارچه رو از سر ایرانیا برردارن..

مگه چیکارشون میکنه؟؟؟؟

اونایی که باعث و بانی مرگ هزاران نفر از ایرانیا هستندد..چون ورود خیلی از دارو ها رو تحریم کردن....

حالا دلشون واسه این سوخته که ایرانیا سرگرمی داشته باشن؟؟

اصلا منطقی نیست!

ما ایرانیا در 

کمتر از نیم قرن!!!!!!دارای:

انرژی هسته ایی..

کلی سلاح های جور واجور...

قدرت دفاعی پیشرفته...

سازنده تنها اژدر در جهان..

جزو بیست کشور سازنده ناوشکن و...صد ها چیز کوچک و بزرگ دیگه.

اینا خیلی زیاده!!!

ولی کار شاقی نیست...!!!!!!

اما.....

اینا خیلی ارزشمنده...

ارزشش خیلیییی زیاده واسه ما...هر چند به بهتراشم میرسیم...

میدونید چرا!!؟؟

بخاطر این چهل ..پنجاه سانت پارچه!!!

امریکا با این همه دبدبه و کبکبه پوشالیش...طی چند صد سال به این چیزا رسیده....تاکید میکنم چندین قرن

چیزایی که الان داره...البته ناگفته نماند که با استعمار صدها کشور...کلی دوز و کلک....

و....

ولی ایران کمتر از نیم قرن به این چیز ها رسیده....اونم با کلی تحریم های جور واجور...کلی مشکلات داخلی....کلی افراد که یکی یکی دستشون داره رو میشه که از طرفداران امریکا هستن و با کلی حیله رسیدن به این مقام...با کلی دغدغه مبارزه با جنگ نرم...با هشت سال دفاع مقدس وقتی هیچی نداشتیم....بچه هامون رفتن....نخبه هامون....شهید احدی...رتبه یک پزشکی...شهید وزوایی...شهید چمران...هزارتا نخبه دیگه....

ولی ما سر پا موندیم...

ولی با عزت هنوز هستیم...

ولله قسم این سر پا موندن خیلیه...ایران را خدا نجات داد...

ولی میدونید...این مقاومت

همش صدقه سر این نیم متر پارچه هست...

این پارچه باعث شد خانم ها بایستند و مادر باشند و مرد های جامعه با کمک اونا ایستادند...

هر مرد خوب در دامان یک زن خوب بزرگ شده...

این نیم متر پارچه...بچه های خوب تربیت کرد...

این نیم متر پارچه بود که به ما اجاره داد که بایستیم...فاطمیه نزدیکه...این پارچه یادگار مادرمون زهراست....

قسمتون میدم به همون لحظه سیلی خوردن...حرمت این پارچه رو نگه دارید.و ازش محافظت کنید....قسمتون میدم...حجابتون رو رعایت کنید...این چادر...این مقنعه ..ها...این چند متر پارچه...فلسفه ها.دارد....دست کمش نگیرید...

 

مصطفی...

18/11

لطفا کپی شه

التماس دعا...

این روزها سرنوشت سازه برام..دعا کنید بتونم به موفقیت به پایان ببرمش...

 






تاریخ : دوشنبه 95/11/18 | 7:25 عصر | نویسنده : مصطفی | نظرات ()

بسم الله

چشماتون رو ببندید و یه نفس عمیق بکشید...بعد در کمال ارامش تک تک جملات زیر رو بخونید و اونا رو تجسم کنید...

شهادت...
آن لحظه اخر...
اخرین نفس!
حس خوب سبک بالی...
از بین رفتن بار گناهان و سنگینی جسم ..
آرامش ابدی...

نسیمی خنک و ارامش بخش ....
حس عطر خوب نرگس و محمدی و یاس...
عطر خاص حضور اقا صاحب الزمان....
مادر گمنامان....فاطمه الزهرا...
حس دلپذیر ازادی...
از بین رفتن تمام تاریکی ها
ندا میپیچد در سرتاسر اسمان ها...
یا اباعبدالله...

و خلق زیبا ترین صحنه بشریت...
شین ه الف دال ت

به خدا پیوستن....

و بازگشت به سوی مهربان ترین مهربانان...

ارزوی چشیدن تک تک این لحظات رو واستون دارم...

التماس دعای شهادت

دعام کنید:!  :(

مصطفی

دعای عهد و فرج فراموش نشه لطفا

 

 






تاریخ : یکشنبه 95/11/17 | 10:51 عصر | نویسنده : مصطفی | نظرات ()


بِســــم رَب مُحـــمدص
. اقراء

طنز جبهه
یه بچه بسیجی بود خیلی اهل معنویت و دعا بود. برای خودش یه قبری کنده بود. شب ها می رفت تا صبح با خدا راز و نیاز می کرد. ما هم اهل شوخی بودیم.
یه شب مهتابی سه، چهار نفر شدیم توی عقبه. گفتیم بریم یه کمی باهاش شوخی کنیم.خلاصه قابلمه ی گردان را برداشتیم با بچه ها رفتیم سراغش. پشت خاکریز قبرش نشستیم. اون بنده ی خدا هم داشت با یه شور و حال خاصی نافله ی شب می خوند دیگه عجیب رفته بود تو حال!
ما به یکی از دوستامون که تن صدای بالایی داشت، گفتیم داخل قابلمه برای این که صدا توش بپیچه و به اصطلاح اکو بشه، بگو: اقراء.
یهو دیدم بنده ی خدا تنش شروع کرد به لرزیدن و شور و حالش بیشتر شد یعنی به شدت متحول شده بود و فکر می کرد برایش آیه نازل شده! دوست ما برای بار دوم و سوم هم گفت: اقراء
بنده ی خدا با شور و حال و گریه گفت: چی بخونم.رفیق ما هم با همون صدای بلند و گیرا گفت: بابا کرم بخون. :) :) :) ؛)
.
.

#دوستان_شهدا
#لبخند_بزن_بسیجی
#طنز_جبهه

 






تاریخ : شنبه 95/11/16 | 1:53 عصر | نویسنده : مصطفی | نظرات ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.